مدتي اين مثنوي تاخير شد مهلتي بايست تا خون شير شد!
با عرض پوزش بخاطر تاخير در ادامه داستان در اين قسمت بنا دارم جنجالي ترين بخش تاريخ غصب خلافت كه همانا به آتش كشيده شدن خانه نزول وحي توسط خليفه دوم است را بيان كنم. موضوعي كه عمدتاً از سوي اهل سنت انكار يا بنوعي توجيه مي شود! اما داستان روشنتر از آن است كه بخواهد كسي آنرا كتمان كند. هر چند بزرگان و مورخين اهل سنت سعي كرده اند حتي الامكان از بيان وقايع تاريخي خود داري كنند يا بنوعي بر آن سرپوش بگذارند اما خوشبختانه مورخين شيعي تمامي وقايع را مو به مو نقل كرده اند. سعي بر آن است كه بتوانيم تا حدي كه تاريخ اهل سنت اجازه مي دهد داستان را نقل كنيم. داستان تلخي كه حتي بعد از گذشت 1400 سال هنوز با شنيدن چنين گستاخي هايي موي بر تن انسان راست مي شود و بي اختيار اشك او را جاري مي سازد. و اما ادامه ماجراي تلخ غصب خلافت:
همانگونه كه قبلاً گفتيم علي(ع) بهمراه بني هاشم و جمعي از مهاجرين و انصار از بيعت با ابوبكر سرباز زدند. ابوبكر بهمراه دسيسه هاي عمر به هر ضرب و زوري كه بود از مردم بيعت گرفت. اما براي هنوز اصلي ترين مهره مخالفت مانده بود. كسي كه تنها او شايسته خلافت رسول الله(ص) را داشت و او كسي نبود جز علي ابن ابيطالب(ع). بلاذري مورخ بزرگ اهل سنت در انساب الاشراف، ج1، ص 586 چنين مي نويسد: چون علي(ع) از بيعت با ابوبكر سرپيچي كرد، ابوبكر به عمر دستور داد كه برود و ارا با خشونت هر چه تمامتر بياورد. بلاذري اين گونه ادامه مي دهد: عمر با شعله آتش به سوي خانه فاطمه(س) رفت. فاطمه پشت در خانه آمد و گفت: اي پسر خطاب! آيا تويي كه مي خواهي در خانه را بر من آتش بزني؟ عمر پاسخ داد: آري! اين كار آنچه را كه پدرت آورده را محكم تر مي سازد!!
براستي كه چه وقاحتي! ايكاش يكي از اهل سنت توجيهي بر كار عمر مي آورد! داستان را تمامي مورخين اهل سنت آورده اند. تاريخ طبري، ج2، ص 443 نوشته است كه عمر گفت: والله لاحرقن عليكم او لتخرجن الي البيعه: بخدا قسم يا خانه را برشما آتش مي زنم يا اينكه براي بيعت خارج شويد.
يا ابن عبد ربه در العقد الفريد، ج1، ص 156 مي نويسد: ابوبكر به عمر بن خطاب ماموريت داد كه برود و آنان را از خانه بيرون بياورد و به وي گفت: چنانچه مقاومت كردند و از بيرون آمد خودداري كردند، با آنان جنگ كن. عمر با شعله آتشي كه همراه داشت و آن را به قصد آتش زدن خانه فاطمه(س) برداشته بود به سوي آنها حركت كرد. فاطمه(س) گفت: يابن الخطاب! اجيت لتحرق دارنا؟ اي پسر خطاب، آيا آمده اي كه خانه مارا بسوزاني؟ گفت بلي، مگر اينكه به آنچه امت در آن داخل شده اند(بيعت با ابي بكر) شما هم داخل شويد... همين عبارت در تاريخ ابوالفداء، ج1، ص 156 نيز آمده است.
تاريخ ابن شحنه، ج7، ص 164 ؛ كنز العمال متقي هندي، ج3، ص 140؛ المغني، قاضي عبدالجبار، ج2، ص335 و السقيفه، ابوبكر جوهري، ج2، ص45 نيز آورده اند: ثم ان عمر جاء الي بيت فاطمه ليحرقه علي من فيه... سپس عمر به سوي خانه فاطمه(س) آمد تا خانه را بر ساكنانش آتش بزند...
عمر رضا كحاله در اعلام النساء، ج4، ص 114 داستان را چنين ادامه مي دهد: عمر سر رسيد و آنها را صدا زد، اما آنها اعتنايي نكرده و از خانه خارج نشدند. عمر هيزم خواست و گفت: والذي نفس عمر بيده، لتخرجن او لاحرقنها علي من فيها، سوگند به خدايي كه جان عمر در دست اوست، يا بيرون مي آييد يا خانه را با اهلش به آتش مي كشم. به عمر گفتند: يا ابا حفص! فاطمه(س) در اين خانه است. و ان فيها فاطمه؟ حتي اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد: و ان! باشد!! (الرياض النضره، محب طبري، ج1، ص 167 و ص 241؛ تاريخ الخميس، ديار بكري، ج1، ص 178؛ الامامه و السياسه، ابن قتيبه دينوري، ج1، ص 12).
آيا واقعاً عمر خانه حضرت زهرا(س) را آتش زد؟ تحليل علماي اهل سنت اين است كه آري! و ايم الله ليمضين لما حلف عليه : عمر براي رفتن تا اين مرحله آماده و مصمم بود.(الاستيعاب، ابن عبدالبر قرطبي، ج3، ص 975؛ نهايه الارب، نويري، ج12، ص 40؛ كنز العمال، متقي هندي، ج5، ص651؛ المصنف، ابن ابي شيبه،ج7، ص 432). اما مگر چند روز از رحلت پيامبر(ص) مي گذرد؟ چه مي شود كه ريحانه رسول الله(ص) پشت در مي آيد و با صداي بلند ندا مي كند: يا ابت يا رسول الله(ص)! ماذا لقينا بعدك من ابن خطاب و ابن ابي قحافه...(الامامه و السياسه، ابن قتيبه، ج1، ص 12) اي پدر! اي رسول خدا(ص)! پس از تو از پسر خطاب(عمر) و پسر ابي قحافه(ابوبكر) چه ها كشيديم...
برخي از اهل سنت كه نمي توانند آنچه كه در كتب معتبره خود آمده را انكار كنند مي گويند درست است عمر تهديد كرد اما آتش نزد! شيعيان با نقل اين مسايل دروغ مي خواهند مظلوم نمايي كنند! اما غافل از اينكه برخي از علماي اهل سنت نيز اعتراف به آتش كشيدن خانه حضرت زهراء(س) بدست زنازاده اي بنام عمر كرده اند.
مقاتل ابن عطيه در كتاب الامامه و الاخلافه، ص 160، مي نويسد: ان ابابكر بعد ما اخذ البيعه لنفسه من الناس بالارعاب و السيف والقوه ارسل عمر، و قنفذاً و جماعه الي دار علي(ع) و فاطمه(س) و جمع عمر الحطب علي دار فاطمه(س) و احرق باب الدار: هنگامي كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت؛ عمر، قنفذ و جماعتي را به سوي خانه علي(ع) و فاطمه(س) فرستاد، و عمر هيزم فراهم كرد و در خانه را آتش زد.
مسعودي نيز در اثبات الوصيه، ص 117 آورده است: ... پس قصد خانه علي(ع) كردند و بر او هجوم آوردند و در خانه اش را آتش زدند و او را بزور از خانه بيرون آوردند.
حال منتظر باشيد تا برايتان بگويم در ادامه اين هجوم وحشيانه چه گذشت...